تبليغاتX
انسان شناسان
مردم شناسی رشته ایست که احتیاج به گفتن ندارد چشمهایت را باز کنی تو هم یک مردم شناسی...

باستان شناسان مکزیکی با استفاده از فناوری های جدید،به اسکن محلی در اعماق زمین،واقع در مکزیکوسیتی پرداختند که به نظر می رسد محل دفن آهیزئتال،امپراتور ازتک ها در زمان ورود کریستف کلمب به سرزمین امریکا بوده است.این اولین آرمگاه کشف شده از حکمرانان آزتک است و این یافته می تواند اطلاعات فوق العاده ای از اوج تمدن آزتک ها فراهم کند.این مقبره زیر تخنه سنگ بزرگی قرار دارد که روی ان تصویری از الهه زمین که برای قوم ازتک سمبل وحشت و ترس بوده ،کشیده شده است.

اهیزئتال حکمرانی بود که توانست تمدن ازتک ها را قبل از ورود کاشفان اسپانیایی قاره امریکا،از مکزیک به گواتمالا برساند.بر اساس دست نوشته های کشیشان اسپانیایی به نظر میرسد محل کشف شده جایی برای سوزاندن و دفن فرمانروایان بوده است.ولی تا به امروز هیچ اثری از قبر های این فرمانروایان پیدا نشده است و یکی از دلایل مهم این همر،ساخت یک شهر به وسیله کاشفان اسپانیایی روی همین آرامگا ه ها است و به همین دلیل حفاری این محل ها،نیاز به تخریب بناهای مستعمراتی که از نظر تاریخی ارزش زیادی دارند را به وجود می آورد. تا اینکه به واسطه زلزله سال 1985 مکزیکوسیتی یکی از این ساختمان فرو ریخت و این موضوع باعث شد تا کار شناسان این شانس را برای بررسی های بیشتر درباره این موضوع به دست بیاورند.

باستانشناسان به خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کردند که این قبر با ابعادی نزدیک به 1/8 در 1/8 متر در عمق 4 متری زمین قرار دارد.ورودی این مقبره به وسیله آب و سنگ و گل پر شده بود و کاوشگران با استفاده از یک پمپ و وسایل حفاری به آرامی شروع به حفاری آن منطقه کردند.

لئونارد لوپز،سرپرست گروه باسنان شناسان این پروژه میگوید:"ما بسیار محتاطانه کار می کنین چون مسئولیت بزرگی به دوش ماست و می خواهیم تمام مدارک به طور کامل ثبت شوند.این یک موقعیت جدید برای ما به حساب می آید و دقیقا نمی دانیم چه چیزی در آن زیر مدفون شده است."

با شروع این کاوش آنها امیدوارند به زودی بتوانند به درون اتاقک هایی که نمناک هستند و سقف های کوتاهی دارند راه پیدا کنند و خاکستر های آهیزوتال ، کسی که احتمالا در 1502 مراسم تدفینش با خاکستر کردن جسدش همراه بوده را پیدا کنند .زمانی که کریسف کلمب به سرزمین آمریکا پا گذاشت با آزتک ها هیچ برخوردی نداشت تا اینکه 10 سال بعد یعنی در سال 1519 اروپایان وارد قاره آمریکا شدند و جانشین امپراتور را که پسر خواهرش بود اسر کردند و کااوتاک پسر آهیزئتال آخرین مقاومت ها در برابر اسپانیولی ها در سال 1521 در مکزیکوسیتی انجام داد و سپس اسیر و کشته شد.اسکن های زیر زمینی نشان می دهد مقبره کشف شده دارای 4 اتاقک است و به نظر می رسد در این اتاقک ها نذوراتی که برای خدایان داده شده وجود داشته باشد.لویس البرتو مارتوس ،مدیر موسسه ملی باستان شناسی مکزیک میگوید:امپراتور آزتک ها می بایست با هدایای ارزشمندی مانند کوزه ها و لوازم تزئینی خاص و چند وسیله شخیصیش دفن شده باشد."یکی دیگر از اعضای گروه تحقیق می گوید"دمای ثابت هوا و اکسیژن ،تجزیه شیشمیایی موادی از قبیل چوب و استخوان ها به تاخیر انداخته است."این تحقیقات می تواند کمک بسیار زیادی به در یافت اطلاعات از مقام امپراتوری و نوع تدفین در آن زمان ها را به کاو شگران بدهد .پیدا شدن هر تکه از صنایع دستی آن زمان برای مکزیکی ها بسیار غرور آفرین است چرا که آن ها در پس گرفتن کلاه پر گونه امپراتور آزتک ها از موزه اتنولوژی وین نیز موفقیتی بدست نیاوردند.
نوشته شده توسط مردم شناس در ساعت 11:59 | لینک  | 

مختصري از تاريخچه‏ي حاشيه‏نشيني:

در حدود هزاره‏ي اول كه منجر به تأسيس سلسله‏هاي گوناگون گرديده بود، آغاز شهرنشيني در ايران باستان همزمان است با توسعه‏ي اقتصادي، پيشرفت صنايع و گسترش كشاورزي. امپراطوري آشور، بابل، ماد و هخامنشي از جمله‏ي اين سلسله‏ها هستند و اشكانيان در اين بافت تحولات جديدي بوجود مي‏آورند. احداث شهرها تاز مان ساسانيان نيز ادامه مي‏يابد و احداث شهرهايي با نقشه‏هاي مربع، چندضلعي، مدور و بيضي به سبك اشكانيان تداوم مي‏يابد.

بعد از ظهور اسلام بافت شهري بصورت تركيبي از ابعاد مذهبي و شهرسازي قبل از اسلام شكل مي‏گيرد. پس از زمان‏هاي قديم در ايران شبكه‏اي از شهرهاي سياسي، نظامي، مبادلاتي و ارتباطي پديد آمده بود. با ورود نظام سرمايه‏داري به كشورهاي جهان سوم و از جمله ايران هماهنگي بين اين سه بخش از بين مي‏رود و شهر بدون مركز جانشين اين سه نظام مي‏گردد. در اين مرحله است كه شهرها بدون ارتباط با هم و بصورتي گسسته در جهت ارضاي نيازهاي سرمايه داري و براي مصرف، رشد معاصر خود را آغاز مي‏كنند.

دكتر پرويز پيران روند شكل‏گيري ناهمگون شهرنشيني موجود را به اين شرح بيان مي‏دارد كه:

«در جهت ارضاي نيازهاي سرمايه‏داري غربي، توسعه‏ي برون‏زا يا تحميلي مناطقي كه به جهان سوم موسوم است و از جمله ايران بدون توجه به شرايط تاريخي بستر فرهنگي و نيازهاي واقعي اين قبيل جوامع آغاز، و با هدايت غرب گسترش يافت و در جهان سوم نيز شهر مركزي غربي، اما اين بار فقط براي مبادله و مصرف به عنوان مقر نمايندگي‏هاي شركت‏هاي فرامليتي و ايستگا‏ه‏هاي مبادلاتي تكرار شد و در نتيجه پايتخت و با شدتي به مرات كمتر چند شهر ديگر به سرعت رشد كرد و شهرنشيني شتابان ولي فوق‏العاده ناهمگون رخ داد.

انبوه روستاييان آشنا شده با شهر پرآشوب نه از  براي چرخانيدن چرخ‏هاي صنايع نوپا بلكه بيشتر براي پادويي در بخش خصوصي بي‏ضابطه كه حتي با بخش‏ خصوصي غربي نيز از هيچ نظر قابل مقايسه نيست سيل‏وار به شهرها سرازير شدند و شرايط كنوني پديد آمد.»

در ايران پس از ورود و استقرار سرمايه‏داري پديده‏ي حاشيه‏نشيني بوجود آمد و رشد آن عمدتاً از سال 1320 به بعد شدت يافت. گفتني است كه اصلاحات به اصطلاح عميق نيز از همين سال به بعد صورت گرفت، پس از بروز تغييرات عمده در سال‏هاي 1341 و 1342 رشد حاشيه‏نشيني به حدي رسيد كه دستگاه‏هاي حكومتي و پژوهشگران اجتماعي را برآن داشت تا براي رفع آن چاره‏انديشي كنند.

در سال 1350 مؤسسه‏ي مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران بنا به خواست سازمان برنامه بودجه، طرح گسترده‏اي براي مطالعه‏ي حاشيه‏نشيني در كشور تهيه كرد كه با مطالعه‏ي شهر تهران آغاز مي‏شود و سپس مطالعات عميق‏تري پيرامون ديگر شهرها آغاز شد.

- مختصري از تاريخچه‏ي بهداشت:

بايد گفت براي هزاران سال، بيماري‏هاي همه‏گير بازتاب تبهكاري‏هاي بشر تلقي مي‏شد. اين عقيده كه بيماري از عوامل طبيعي مانند آب و محيط فيزيكي ناشي مي‏شود به مرور به وجود مي‏آيد.

اين پيشرفت عمده در تفكر يونان و طي قرون 4 و 5  قبل از ميلاد اتفاق افتاد و نمايان‏گر اولين تلاش در جهت تنظيم فرضيه‏ي منطقي و علمي علت بيماري بود. منشأ طب و بهداشت نيز در افسانه‏هاي بي‏شماري بيان شده است.

معرفي طب را به دوران جمشيد، چهارمين پادشاه باستاني ايران نسبت مي‏دهند. قرون وسطي با طاعون سال 542 م آغاز و با مرگ سياه (طاعون) سال 1348 م به پايان خود نزديك شد.

جداسازي افراد مبتلا به بيماري مسري براي اولين بار براي پيشگيري از گسترش جزام به كار گزفته شد. در اين دوران كليسا عهده‏دار مقررات بهداشتي بود. تحول اصلي در اين قرون برخورد فرهنگ مهاجمان بربر با ميراث كهن امپراتوري ساقط شده‏ي روم و باورها و ‘آموزش‏هاي صحيح دين مسيح بود. در دروه‏ي رنسانس پيشرفت‏هاي صنعتي با موفقيت‏هاي مهم علمي همراه بود. استفاده‏ي روز افزون از روش‏هاي تجربي، پيشرفت در مطالعه‏ي بيماري در فرد و جامعه و توجيه منطقي انتقال بيماري به وسيله‏ي عامل بيماري‏زا براي اولين بار در اين زمان مطرح گرديد.

از سال 1750 م، جمعيت اروپا به سرعت افزايش  و ميزان مرگ و مير كودكان زير يك سال فزوني پيدا كرد. اين زمان با كوشش‏هايي براي آموزش عمومي در زمينه‏هاي بهداشتي و پرداختن از بهداشت فردي به بهداشت عمومي همراه بود.

انقلاب صنعتي قرن 18 در انگلستان، مشكلات زيادي را ايجاد كرد مانند تراكم جمعتي، تجتمع زباله‏ها و ايجاد زاغه‏نشيني اين مشكلات باعث شكل‏گيري مفهوم تازه‏اي به نام بهداشت عمومي گرديد و دولت مسئوليت مستقيم سلامتي مردم را به عهده گرفت.

جداسازي افراد مبتلا به بيماري مسري براي اولين بار براي پيشگيري از گسترش جزام به كار گرفته شد. در اين دوران كليسا عهده‏دار مقررات بهداشتي بود. تحول اصلي در اين قرون برخورد فرهنگ مهاجمان بربر با ميراث كهن امپراتوري ساقط شده‏ي روم و باورها و آموزش‏هاي صحيح دين مسحي بود. دردوره‏ي رنسانس پيشرفت‏هاي صنعتي با موفقيت‏هاي مهم علمي همراه بود. استفاده‏ي روز افزون از روش‏هاي تجربي، پيشرفت در مطالعه‏ي بيماري در فرد و جامعه و توجيه منطقي انتقال بيماري به وسيله‏ي عامل بيماري‏زا براي اولين بار در اين زمان مطرح گرديد.

از سال 1750 م، جمعيت اروپا به سرعت افزايش و ميزان مرگ و مير كودكان زير يك سال فزوني پيدا كرد. اين زمان با كوشش‏هايي برا‏ي آموزش عمومي در زمينه‏هاي بهداشتي و پرداختن از بهداشت فردي به بهداشت عمومي عمراه بود.

انقلاب صنعتي قرن 18 در انگلستان، مشكلات زيادي را ايجاد كرد مانند تراكم جمعيت، تجمع زباله‏ها و ايجاد زاغه‏نشيني.

اين مشكلات باعث شكل گيري مفهوم تازه‏اي به نام بهداشت عمومي گرديد و دولت مسئوليت مستقيم سلامتي مردم را به عهده گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

ادبيات پژوهش :

در رابطه با منابع مطالعه شده درباره‏ي حاشيه‏نشيني مي‏توان به تعاريف زير اشاره كرد:

ـ مريم هاديزاده در كتاب حاشيه‏نشين و راهكارهاي سامان‏دهي آن در جهان، حاشيه‏نشيني را چنين تعريف كرده است: بخشهاي مورد غفلت واقع شده‏ي شهري كه شرايط زندگي و مسكن در آنجا به شدت نامناسب است مناطقي كه مهاجران فقير روستايي اولين خانه‏ي ارزان و كوچك خود را در آنجا بنا كرد، و در همان حوالي به دنبال كار و شغل هستند.

ـ بخش جامعه‏شناسي موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران در كتاب بررسي حاشيه‏نشينان تهران، حاشيه‏نشيني را چنين تعريف كرده است:

مفهوم حاشيه‏نشيني به معناي اعم، شامل تمام كساني است كه در محدوده‏ي اقتصاد شهري ساكن هستند ولي جذب اقتصاد شهري شده‏اند. جاذبه‏ي شهرنشيني و رفاه شهري، اين افراد را از زادگاه خويش كنده و به سوي قطب‏هاي صنعتي و بازارهاي كار مي‏كشد و اكثراً مهاجرين روستايي هستند كه به منظور گذران بهتر زندگي راهي شهرها مي‏شوند.

ـ منصوريان و آيه‏اللهي در كتاب حاشيه‏نشينان شيراز چنين تعريفي از حاشيه‏نشيني ارائه داده‏اند:

در سكونتگاههاي غيرمتعارف با ساكنين بافت اصلي شهر زندگي مي‏كنند. گروههاي مزبور بيشتر به خاطر نيروهاي دافعه‏ي خاستگاه چون فقر و بيكاري و كمتر عوامل جاذب شهري از زادگاه خود روستا، ايل يا شهر رانده شده و به سوي شهرها روي مي‏آورند. از آنجا كه اكثر اين گروهها بي‏سواد بوده و مهارت لازم را جهت جذب در بازار كار شهر ندارند، عامل پس ران شهري نيز آنها را از شهر رانده و به حاشيه كشانده است.

ـ سعيد زاهداني در كتاب حاشيه‏نشيني چنين تعريفي از حاشيه‏نشين ارائه داده است:

حاشيه‏نشينان بيشتر افراد مهاجر روستايي و عشايري و كمتر شهري (از شهرهاي ديگر يا خود شهر) هستند كه اغلب فاقد مهارت لازم شهري و بعضاً غيرماهرند.

اين افراد بيشتر به دليل عوامل رانش زادگاه خود و كمتر به دليل عوامل جاذب شهري، زادگاه خود را ترك كرده و به شهرها روي مي‏آورند. آنها به دليل عدم تطبيق با محيط شهري از يك سو و براثر عوامل پس‏ران شهري از سوي ديگر، از محيط شهري پس زده مي‏شوند و به تدريج در كانون‏هايي به هم پيوسته و يا جدا از يكديگر در قسمت‏هاي ارزان شهري سكني مي‏گزينند به صورتيكه محل سكونت و نوع مسكن آنها با محل سكونت متعارف شهري مغاير است همچنين حاشيه‏نشينان از نظر وضعيت فرهنگي و اقتصادي نيز با جمعيت شهري تمايز دارند.

ـ در پايان نامه غلامرضا ياري با موضوع شهرنشيني و زاغه‏نشيني از حاشيه‏نشيني چنين تعريف كرده است:

زاغه عبارت است از يك خيابان، محله يا ميدان و ... كه در يك ناحيه يا شهر كوچك و يا شهر شلوغ قرار گرفته و ساكنين آن را مردمان طبقه پايين تشكيل مي‏دهد يا جمعيتي كه در خيابان يا محله‏اي متراكم شده و يا محله‏اي كثيف زندگي مي‏كنند.

 

 

 

 

 

 

 

در رابطه با منابع مطالعه شده درباره‏ي حاشيه‏نشيني مي‏توان به نظريات زير اشاره كرد:

نويسندگان و پژوهشگران داخلي در مورد پيدايي حاشيه‏نشيني كمتر به علت‏يابي پرداخته و تاكنون نظريه‏اي جامع ارائه نداده‏اند اما نويسندگان خارجي اغلب سعي در بيان چرايي اين پديده داشته و نريه‏هايي در اين مورد عرضه كرده‏اند.

برخي از پژوهشگران به مساله‏ي حاشيه‏نشيني از ديدگاه بوم‏شناسي شهري (اكولوژي شهري) نگريسته و تلاش كرده‏اند تا با توجه به بافت فيزيكي شهر به توجيه مكانيزم پيدايي حاشيه‏نشيني بپردازند.

ـ مارشال كلينارد نظريه‏هاي حاشيه‏نشيني را به دو دسته تقسيم مي‏كند كه عبارتند از:

1. تغيير نحوه‏ي استفاده از زمين

2. كمبود مسكن و عدم تعمير و نگهداري صحيح آن

در دسته‏ي نخست با توجه به مطالعات ارنست بوركس و لويس ويرث كه عمدتاً پيرامون شهرهاي ايالتي متحده‏ي آمريكا انجام گرفته است مي‏آورد:

در مراحل اوليه‏ي رشد شهر اينگونه مناطق محل سكونت طبقات بالا مي‏باشد و منطقه‏ي مسكوني مد روز است با گسترش منطاق تجاري و صنعتي كارخانه‏ها. انبارها و مراكز عمده فروش در همسايگي اين محل رشد مي‏نمايد و آنها كه وضع بهتري دارند از مركز شهر به سمت خارج حركت نموده دور از مركز شهر سكني مي‏گزينند. كارگران كم درآمد كه شامل گروههاي قومي فقير تازه وارد و گروههاي نژادي مي‏باشند به اين مناطق آمده ساكنين اين نواحي مي‏شوند چون مالكان اجاره‏ي كمي جهت تعمير و نگهداري ساختمانها دريافت مي‏دارند شرايط نزول مي‏يابد و به علت شلوغي زياد بي‏توجهي و تخريب توسط ساكنين اين مناطق به زاغه‏ها تبديل مي‏شوند.

ـ يكي ديگر از نظريه‏پردازان بوم‏شناسي شهري هومر هويت است كه كلينارد با توجه به ظنريات او در زمينه ي نحوه‏ي استفاده از زمين نظريه‏ي قبلي را كاملتر مي‏كند.

براساس اين نظريه مناطق صنعتي در امتداد دره‏ي رودخانه‏ها، كانال‏هاي آب و خطوط راه آهن از مركز به سمت خارج شهر گسترش مي‏يابند و سكونتگاه كارگران نيز از اين روند تبعيت مي‏كند و حتي كارخانه‏هايي در لايه‏هاي خارجي شهر ايجاد مي‏شوند. طبق نظريه‏ي قطاعي بهترين نقاط مسكوني در حلقه‏ي خارجي شهر قرار نگرفته و فقط بخش‏هايي از شهر را مي‏پوشاند.

كلينارد اين نوع نحوه‏ي استفاده از زمين را خاص كشورهاي صنعتي دانسته و در مورد شهرهاي ماقبل صنعتي و شهرهاي كشورهاي جهان سوم از قول سوبرگ SJOBERG نويسنده‏ي كتاب شهر ماقبل صنعتي مي‏گويد: ”خانه‏هاي خارجي شهري، مربوط به ساكنين كم درآمد است كه مشكل‏تر مي‏توانند دسترسي به تسهيلات مركزي شهر داشته باشند“.

اين مطلب بوسيله‏ي مطالعات شنور schnore كه در مورد چندين شهر امريكاي لاتين انجام يافته تاييد مي‏شود سرانجام كلينارد نتيجه مي‏گيرد كه الگوي زاغه‏نشيني در كشورهاي آسيا، افريقا و امريكاي لاتين با امريكاي شمالي مغايرت داشته و در اين گونه كشورها مناطق حاشيه‏نشيني در حاشيه‏هاي خارجي شهر تشكيل مي‏يابند.

ـ در مورد دسته‏ي دوم نظريات حاشيه‏نشيني كلينارد از زبان گولين مي‏گويد colean:

در امر حاشيه‏نشيني، صاحب‏‏خانه‏ها. ساكنين و اجتماع هر سه مقصرند، صاحبخانه‏ها به خاطر منفعت طلبيشان، ساكنين به خاطر فقر و بي‏توجهي و عدم نگهداري صحيحشان و اجتماع به خاطر اينكه اجازه‏ي رشد به مناطق حاشيه‏نشيني مي‏دهد و در از بين بردن آنها كوشش نمي‏كند و دولت را در جهت حفظ استانداردهاي اجتماعي ياري نمي‏نمايد.

مكينتاش نويسنده‏ي انگليسي در همين دسته از نظريات 4 عامل را در نظريه‏ي حاشيه‏نشيني مورد توجه قرار مي‏دهد.

محيط فيزيكي اطراف خانه، شرايط فيزيكي خانه، صاحبخانه‏ و ساكنين آن. او معتقد است كه با بهبود شرايط فيزيكي مي‏توان به مساله‏ي حاشيه‏نشيني پايان داد به عقيده‏ي او مي‏بايد شرايط محيطي بهبود يابد صاحبخانه‏ها و ساكنين بهتر از خانه‏ها نگهداري كنند و مقامات دولتي نظارت‏هاي تخصصي خويش را اعمال كنند.

در اين مورد نظريه‏ي ديگري توسط كلود گرون claude gruen ارائه شده است وي مي‏گويد: نوساز‏ي‏هايي كه در شهرها انجام مي‏شود موجب بروز زاغه‏هاي جديد مي‏گردد به نظر او باندسازي عمل زاغه‏هاي قديمي در خواست صاحبخانه‏ براي اجازه بهاي بيشتر افزايش مي‏يابد و اجاره‏بها براي خانه‏هاي فقيرنشين بيشتر مي‏شود و در نتيجه قادر به پرداخت اجاره بها نبوده به زاغه‏نشيني روي مي‏آورند. به عقيده‏ي او با رشد اقتصادي ـ اشتغال كامل و كاهش تبعيض نژادي در گزينش كاركنان درآمد افراد فقير افزايش يافته و از اين طريق وضع مسكن بهبود خواهد يافت.

ـ نظريه‏ي ديگري مهاجرت را عامل اصلي حاشيه‏نشيني در كشورهاي در حال توسعه مي‏داند. در كشورهاي در حال توسعه، شهرهيا بزرگ با سيل عظيم مهاجرين روستايي روبرو هستند.

شهر به عنوان يك متوقف‏كننده در مورد آنها عمل مي‏نمايد. بعضي از مهاجرين خوشبخت مي‏توانند از دروازه‏ي طلايي شهر عبور كرده و خود را با شهر تطبيق دهند. اما بعضي از آنها نمي‏توانند با شهر سازگاري داشته باشند و درنتيجه پشت دروازه‏ي شهر تشكيل حاشيه‏نشيني مي‏دهند.

ـ بنا به فرمول رابرت اي. پارك، انسان حاشيه‏نشين از لحاظ فرهنگي، انساني دورگه است كه صميمانه در زندگاني فرهنگي دو جمعيت متمايز زندگي مي‏كند و با هردوي آنها شريك است. مايل نيست كه از گذشته، خود ببرد و هنوز ابعاد جامعه‏ي ميزبان او را به تمامي نپذيرفته‏اند. انسان حاشيه‏نشين نوعي شخصيت است كه در زمان و مكاني بوجود مي‏آيد كه در اثر كشمكش نژادها و فرهنگ‏ها، جامعه‏هاي نو، مردم نو و فرهنگ‏هاي نو به عرصه‏ي وجود گام مي‏نهند.

او درباره‏ي مهاجرت انسان‏ها به عنوان يكي از رويدادهاي قطعي مي‏نويسد:

”يكي از نتايج مهاجرت، پديد آمدن موقعيتي است كه در آن يك انسان واحد، خود را براي زندگاني در ميان دو گروه فرهنگي مختلف مي‏يابد و درنتيجه يك شخصيت نااستوار انساني پديد مي‏آيد“.

ـ استونكويست، شاگرد رابرت اي. پارك نيز در مورد انسان حاشيه‏نشين چنين سخن مي‏گويد: در عين حال كه حاشيه‏نشيني به روشني در دو رگه‏هاي فرهنگي و نژادي ديده مي شود، در روابط گروههاي كوچك مانند طبقه‏هاي اجتماعي، فرقه‏هاي مذهبي و جماعت‏ها نيز آشكار است.

كسي كه از راه مهاجرت، تحصيل، ازدواج يا تحت تاثير چيز ديگري گروه اجتماعي يا فرهنگي‏اي را ترك مي‏كند، بي‏آنكه خود را با فرهنگ يا اجتماع ميزبان به گونه‏اي رضايت‏بخش وفق دهد، خود را در حاشيه‏ي هر دو اجتماع مي‏يابد اما عضو هيچ يك از اين دو اجتماع احساس نمي‏كند.

 

 

 

 

 

در رابطه با منابع مطالعه شده درباره‏ي حاشيه‏نشيني مي‏توان دلايل زير را برشمرد:

-   عبدالمعبود انصاري در كتاب ”ايرانيان مهاجر در ايالت متحده“، دلايل حاشيه‏نشيني را چنين بيان مي‏كند: مهاجرت صرفا به خاطر مشكلات اقتصادي شكل نمي‏گيرد و بلكه مسائل سياسي، فرهنگي و اجتماعي هم در ان دخالت دارد كه مجموع اين عوامل مي‏تواند در پديد آمدن حاشيه‏نشيني موثرانند.

-   مريم هاديزاده در كتاب ”حاشيه‏نشيني و راهكارهاي ساماندهي آن در جهان“ دلايل حاشيه‏نشيني را چنين بيان مي‏كند:

 حاشيه‏نشيني و اسكان غيررسمي پديده‏اي است كه به دنبال تحولات ساختاري و بروز مسائل و مشكلات اقتصادي ـ اجتماعي مانند جريان سريع شهرنشيني و مهاجرت‏هاي روستايي لجام گسيخته در بيشتر كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي جهان سوم به وجود آمده است. اين مشكل شهري صرفاً مسئله‏ي كالبدي و فيزيكي نبوده و از عوامل مكان ساختاري در سطح ملي و منطقه‏اي ناشي مي‏شود.

رشد فزاينده‏ي جمعيت شهري از توان سازمان‏هاي دولتي و غيردولتي جهت توسعه و ارائه‏ي خدمات و تسهيلات شهري براي اين جمعيت فزاينده پيشي گرفته و برآورده نشدن نياز مسكن و سرپناه اقشار كم درآمد در فضاي رسمي و برنامه‏ريزي شده‏ي شهر حاشيه‏نشيني را به گونه‏اي بي‏سابقه گسترش داده است.

-   سيد سعيد زاهداني در كتاب ”حاشيه‏نشيني“ دلايل حاشيه‏نشيني را چنين بيان مي‏كند:

§    شهرهاي بزرگ در كشورهاي در حال توسعه با پديده‏ي حاشيه‏نشيني مواجهند از جمله عوامل حاشيه‏نشيني: اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است.

روستاييان مهاجر به علت جذابيت‏هاي شهري و عدم امكانات روستا به سمت شهر مي‏آيند. آن عده از روستاييان كه بتوانند خود را با شرايط محيط شهري وفق دهند جذب مركز شهر مي‏شوند و آن عده از مهاجرين كه توانند خود را با شرايط شهري وفق دهند به حاشيه‏نشيني روي مي‏آورند.

§    پيامد رشد صنعتي كشورهاي غربي، بروز مسائل و مشكلات اجتماعي فراواني بود كه حاشيه‏نشيني يكي از آن‏هاست. مناطق صنعتي فعال به عنوان قطب‏هاي جاذب جمعيت به فراخواني نيروي كار از نقاط مختلف كشور خويش و يا ديگر كشورهاي جهان پرداخته و مازاد جذب نشده‏ي اين نيروها را در سكونت‏گاههاي نامناسب و يا سرپناههايي سرهم بندي شده در نقاطي به خصوص از شهر گردهم آوردند و در اين راستا، حاشيه‏نشيني چهره‏ي زشت خويش را ساخت.

-   در جستجو در سايت‏هاي اينترنتي هم دلايل زير براي پديده‏ي حاشيه‏نشيني ذكر شده است:

§    بيشتر علل گرايش افراد به حاشيه‏نشيني ضعف‏هاي اقتصادي است كه جهت رفع آن به حاشيه‏ي شهرها پناه مي‏آورند. بيكاري جوانان و افراد سرپرست خانوار به اين ضعف‏ها دامن زده و موجبات گسترده‏گي اين معضل را فراهم مي‏آورد چرا كه افراد به اميد پيدا كردن شغل مناسب به ناچار به حاشيه‏ي شهرها و حلبي‏آبادها پناه مي‏آورند.

§    در كل مي‏توان حاشيه‏نشيني را پديده‏اي توسعه‏اي و ناشي از سياست‏ها، برنامه‏ها و تصميمات نادرست دانست. چنين وضعيتي ناشي از ساختارهاي اجتماعي، اقتصادي در ابعاد محلي، ملي و جهاني است لذا حاشيه‏نشيني از جمله مشكلات حل نشده‏ي توسعه است.

در رابطه با منابع مطالعه شده درباره حاشيه‏نشيني مي‏توان به راهكارهاي زير اشاره كرد:

ـ غلامرضا ياري در پايان‏نامه شهرنشيني و زاغه‏نشيني چنين راهكاري ارائه داده است:

هر زاغه داراي فرهنگ منحصر به فردي است و راه زندگي در آن يادگرفتني است و از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‏شود و ساكنين زاغه‏ها تحت تاثير فرهنگ آن هستند و ارزشها و هنجارهاي مخصوص به خود را دارند. بنابراين براي ارائه راه حل در جهت مسئله حاشيه‏نشيني، بايد فرهنگ و آداب و رسوم و روابط قومي و خانوادگي اين گروهها را شناخت و بدون بررسي آن سعي در تغيير شرايط آنان نداشته باشيم و يا تنها به ابعاد فيزيكي آن مثل خانه‏ها توجه نكنيم.

ـ سيد سعيد زاهد زاهداني در كتاب حاشيه‏نشيني چنين راهكاري را ارائه داده است:

§                    از جمله كمك‏هايي كه مي توان به اين قشر ارائه داد با توجه به اينكه اغلب آنان از مهارت‏هاي لازم بي‏بهره‏اند و بيشتر به انجام كارهاي يدي در بخشهاي شهري مشغول‏اند از آن جمله: دست فروشي، فروشندگي، كارگري و ... توانمندسازي آنان در جهت كسب مهارت لازم براي استفاده از آن در مشاغل شهري است.

§                    اقدامات انجام شده براي رفع پديده‏ اجتماعي حاشيه‏نشيني:

الف) سياست‏هاي كوتاه مدت:

1.  تغيير شرايط زيست و سكونت حاشيه‏نشينان.

2.  تغيير شرايط اقتصادي ـ اجتماعي حاشيه‏نشينان.

كه رهيافت‏هاي كوتاه مدت نه تنها منجر به حل مسئله حاشيه‏نشيني نمي‏شود بلكه به تشديد مسئله از طريق تقويت سيستم روابط اجتماعي موجود با تزريق نيروهاي جديد كار به داخل آن، مي‏انجامد.

ب) سياست‏هاي درازمدت:

1. رونق بخشيدن به اقتصاد كشاورزي

2. ايجاد تعادل در توسعه‏ي شهر و روستا

ـ در جستجو در سايت‏هاي اينترنتي به راهكارهاي زير درباره حاشيه‏نشيني اشاره شده است.

افزايش امكانات در شهرهاي كوچك و روستاها، تامين نيازهاي شغلي و بهره‏گيري از ظرفيت‏هاي محيطي يك منطقه و تمركز روي آن با توجه به اينكه شرايط اكولوژيكي هر منطقه با هم فرق دارد مي‏تواند راه حل خوبي براي مشكل حاشيه‏نشيني باشد.

ـ مريم هاديزاده بزاز در كتاب حاشيه‏نشيني و راهكارهاي سامان‏دهي آن در جهان، چنين راهكاري را مطرح كرده است. مهندسان و طراحان شهري بيشتر به مسئله بهداشت عمومي در مناطق حاشيه‏نشيني توجه دارند. مسائلي در زمينه‏ي تهيه آب سالم و جمع‏آوري زباله‏ها و .. و از بين بردن بيماري‏هاي خطرناك را در اين مناطق مهم مي‏دانند چون باعث افزايش بهداشت عمومي در جامعه مي‏شود.

اين گروه معتقدند انجام چنين فعاليتهايي نه تنها باعث بهبود شرايط اين مناطق مي‏شود بلكه موجب بهبود كل جامعه مي‏شود و بنابراين تمام خدمات اساسي شهر بايد در همه محلات شهري ارائه شود.

 

 

 

 

 

 

الف) بررسي وضعيت بهداشت زيست‏-محيطي زاغه‏نشينان يوسف‏آباد (بخش الف و ب):

جمع وسيعي از زاغه‏نشينان منطقه‏ي يوسف‏آباد چه در بخش (الف) و چه در بخش (ب) از سطح معيشت پاييني برخوردارند و زندگي اين افراد با مشكلاتي كه ناشي از وضعيت بد محل زيست يا وضع غيربهداشتي امكانات موجود مي‏باشد احاطه شده است.

آنچه كه در اين مبحث موردتوجه قرار مي‏گيرد اطلاعاتي مربوط به وضعيت بهداشت زيست-محيطي اين زاغه‏نشينان است كه در ابعاد مختلف در رابطه با:

-       محل دفع زباله‏ها

-       محل دفع فاضلاب‏ها به تفكيك (دستشويي، حمام، آشپزخانه و...)

-       وضعيت آب آشاميدني

-       آلودگي‏هاي صوتي و هوا

-       آلودگي‏هاي ناشي از كارگاه

-       ساختار مساكن و مشكلات ناشي از آن

مورد بررسي قرار گرفته است.

قبل از هر چيز آن چه كه بيش از باقي مسائل توجه بيشتري را به خود جلب مي‏كند به وضعيت مسكن و خانه‏هاي اين گروه مربوط مي‏شود. ساختار مساكن زاغه‏نشينان يوسف‏آباد به لحاظ مصالح، ابعاد،... به گونه‏اي است كه به عنوان عامل اصلي در بسياري از مشكلات بهداشتي محيطشان نقش ايفا مي‏كند.

در ابتدا در رابطه با فضاي تنگ و كوچك اين خانه‏ها صحبت مي‏كنيم. ابعاد خانه‏هاي اين زاغه‏نشينان بسيار كوچك است و تنگي جا براي ساكنين آن كه مجبورند در آنجا زندگي كنند بطور غيرمستقيم مشكلات فراوان و گوناگوني را بوجود آورده است، بطوريكه عوامل مختلفي كه در عين حال به هم وابسته هستند زمينه‏اي را براي عدم دسترسي آنها به امكانات بهداشتي محيطي فراهم كرده است.

شايد بتوان گفت مهم‏ترين مشكل ساختاري اين خانه‏ها نداشتن پنجره‏اي است كه امكان باز شدن به بيرون را داشته باشد تا بتوان با استفاده از آن وسيله‏اي براي تهويه‏ي هواي داخل خانه‏ها پيدا كرد.

اين مساله در نورگيري خانه‏هايشان هم مشكلات فراواني را بوجود آورده است. چرا كه نوع مساكن اين منطقه بگونه‏اي است كه امكان دسترسي افراد به نور طبيعي خوشيد را فراهم نمي‏كند.

در زاغه‏ي (الف) نمونه‏اي از خانه‏اي را مشاهده كرديم كه مهم‏ترين مشكل آن به سقف خانه مربوط مي‏شد. سقف متشكل از تيرهاي چوبي‏اي بود كه روي آن را با پلاستيك پوشانده بودند و اين مساله در شكل ظاهري خانه امكان بروز رطوبت را بيش از پيش فراهم كرده بود.

نبود امكانات فضايي باعث شده كه عده‏اي از آنها در برخورد با بسياري از مسائل روزمره‏شان با مشكلات بسياري روبرو شوند. يكي از آن مشكلات پهن كردن لباس‏ها درخانه است. اين مساله هم باعث افزايش رطوبت خانه‏ها  شده و هم بهداشت كامل لباس‏ها را بواسطه‏ي نرسيدن نور كافي به آنها تامين نمي‏كند.

چون امكان تهويه‏ي مناسبي در خانه‏هاي آنها فراهم نيست حمام هم در افزايش رطوبت اين خانه‏ها تاثيرگذار شده است. در عين حال آب باران به خاطر ساختار خانه‏ها امكان نفوذ بسيار زياد در رطوبت را فراهم كرده است. لذا با افزايش رطوبت ميزان حشرات موذي و سوسك و هزارپا و... هم در مكان زندگي آنها بيشتر شده است.

در بعضي از خانه‏ها براي گرم كردن فضا بشكه‏هاي نفت مورد استفاده قرار مي‏گيرد اين مساله باعث پراكندگي بوي نفت در هوا شده و تنفس را با مشكل روبرو كرده است.

نگهداري حيوانات خانگي چون مرغ و خروس در تعدادي از خانه‏هاي زاغه (الف) باعث برهم خوردن تعادل بهداشتي زندگي آنها شده و امكان بروز بيماري‏هايي را براي آنها فراهم كرده است.

در رابطه با فضاي بيروني خانه‏ي عده‏اي از آنها تنگي كوچه و عدم امكانات تخليه‏ي چاه‏ها باعث پر شدن چا‏ه‏ها شده و به اين وسيله‏ي بهداشت محل با مشكل روبرو شده است. در زاغه‏ي (الف)هم به دليل عدم امكانات تخليه فاضلاب همگي با يك لوله فاضلاب‏ها را در محلي تخليه مي‏كردند كه باعث آلودگي زيادي شده بود.

در زاغه‏ي (ب) ساكنين با همكاري خودشان محله را آسفالت كرده بودند ولي در زاغه‏ي (الف) آسفالت محل بسيار ناقص بود و همچنين زباله‏ها با شيوه‏ي درست دفع نمي‏شدند و عدم دفع درست زباله‏هاي ساكنين باعث تشديد آلودگي‏هاي محيط زندگي‏شان شده بود.

برخورداري ساكنين از آب آشاميدني هم مشكلات بسياري را به لحاظ كمّي و كيفي براي آنها بوجود آورده است. از نظر كمّي فشار آب بسيار پايين است و اين مساله ميزان دسترسي اين گروه به آب را كاهش داده و به لحاظ كيفي از آنجا كه آب مورد استفاده‏ي آنها آب چاه است ممكن است بيماري‏هايي را براي آنها بوجودآورد.

مساله‏ي ديگري كه در محيط زندگي آنها مشكلاتي را بوجود آورده مربوط مي‏شود به يك كارگاه كه در حيطه‏ي محل زندگي آنها قرار دارد. اين كارگاه بواسطه‏ي فعاليت‏هاي روزانه آلودگي‏هايي را هم براي ساكنين و هم براي خود افرادي كه در كارگاه شاغل هستند فراهم كرده است. فضاي كارگاه نه امكان تهويه‏ي مناسبي دارد و نه امكان نورگيري كافي. كارهايي مثل نجاري، رنگرزي و... در اين كارگاه باعث آلودگي‏ هوا شده در عين حال آلودگي‏هاي صوتي را هم بوجود آورده است.

 

 

نوشته شده توسط مردم شناس در ساعت 0:33 | لینک  | 

با عرض سلام خدمت همه ی ورودی های جدید و همه ی دوستای قدیمی

دقیقا یک سال گذشته .........

باورش سخته..................

اما همینه ..............

ادم ها در مورد خیلی چیز ها تجربیات مشترکی دارند چون به نوعی زمان برای همشون میگذره........... چه بخوان ...........چه نخوان

ولی این چرخ دوباره تکرار شده و قرعه به نام شما افتاده

اگه قول بدین که ما رو تنها نمی ذارین ما هم قول می دیم دوستان خوبی برای شما باشیم........

از اینکه بچه های جدید با انرژی بیشتر می یان دانشکده واقعا خوشحالیم ..........

و مودبانه تر اینکه هرقدمتونوگرامی میداریم و آرزو می کنیم که در دانشکده ی روز های خیلی خوبی داشته باشین...........

منتظرتونیم.........

نوشته شده توسط مردم شناس در ساعت 1:0 | لینک  |